تبليغاتX
:::کیش مهر:::
سپندامذ فرخنده باد جمعه بیست و ششم بهمن 1386 0:31

سپندارمذ روز بانوی ایرانی

این روزها همه جا یه صدا میاد ! بین جوونا تو فروشگاه ها همه و همه میگن ولنتاین مبارک!

خیلی ها هم حتی نمی دونن ولنتاین کی بوده و این کشیش زمان قرون وسطی چرا باید سمبل عشق ما ایرانی ها بشه در حالی که ما آنچنان یادواره های عظیمی از عشق داریم- از خسرو شیرین گرفته تا بیژن و منیژه - که ولنتاین در مقابلش همچون غباری در مقابل دماونده! اگر چه ولنتاین هم احترام خاص خودش رو داره و ما نمی خوایم این جشن رو زیر سوال ببریم

اما! در ایران زمین از دیر باز اسفندگان  روزی بوده که  پارسیان هدیه های گوناگون  را پیشکش بانو های خود را  می داشتند. بانوانی که سمبل عشقند سمبل مهرند و سمبل زندگی. زنانی که نتنها سهمشان نیم مرد نبوده بلکه ارزشی همچون پادشاهان و خدایگان - آناهیتا خدای آب که نماد آن به شکل یک بانو بوده- داشتند!

اسفندگان یا سپندارمذ که اکنون بیست و نهم بهمن ماه خورشیدی می شود و ما چند روز با آن فاصله داریم یادواره ایست از آن دوران. از کوروش و ماندانا تا ما فرزندان آنها!

بیایید در این روز با گرامی داشتند بانوان ایران زمین هرچه بیشتر سپاسگذاری و عشق خود را به این سمبل های مهربانی پیشکش کنیم

بیایید با زنده نگاه داشتن این روز که فاصله چندانی با ولنتاین ندارد . نگاهبان فرهنگ اهورایی خود باشیم. که عظمتش هنوز هم چشم دنیا را در حیرت فرو می برد

فرهنگی که خار چشم  وطن فروشان عرب پرستان و دشمنان ایران زمین است!

به امید روزی که در فروشگاه ها  در پیام های کوتاه و بین جوانان به جای

 Happy Valentine بشنویم و ببینیم:

                       سپندارمذ فرخنده باد!

 

در اینجا من این روز اهورایی رو به مهرگان گرامی که در این مدت دوش به دوش من در سختی هاو شادی ها همراه من بوده به این بانوی ایران زمین شادباش بگم و  از صمیم قلب از اینکه در کنار من ایستاده سپاسگذاری کنم. ایمان دارم اگر او نبود هیچگاه این جایگاه و این صدا به وجود نمی آمد

بار دیگر و اینبار بر همه بانوان ایران زمین و فرزندان شاهنشاهان پارسی

                 سپنمدارمذ

                   فرخنده

                      باد

 

نگارش یافته توسط جاوید و مهرگان | | |
من و ما!! پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 13:11

 پرتو آزادی!

 اگر جوینده درمان دردیم

اگر همواره من ها  ما نگردیم

اگر اسکندر آید فرض واهی

به پوزش خواهی و بر عذرخواهی

دوباره تخت جمشیدی بسازد

که بر آن باز هم ایرانی بنازد

اگر تیمور برگردد به خواری

به پای میز صلح و سازگاری

دوباره جان ببخشد کشتگان را

به ما باز آورد آن نخبگان را

اگر سرکرده اعراب جاهل

بداندیشان و بد کیشان بد دل

که از ما آنچنان کشتند و بردند

و آن فرهنگ بر آتش سپردند

اگر صد ها برابر باز آرد

نهال دانش و بینش بکارد

اگر چنگیز آدمخوار و خونخوار

به ایران بازگرداند دگربار

همان سرسبز باغ و گلشن ما

چراغ پر فروغ گلشن ما

اگر صدها رژیم دیگر آید

اگر بر ما دو صد پیغمبر آید

فلک صدها سیاست پیشه آرد

اگر از آسمان چرچیل بارد

دوصد کوروش هزاران مرد دانا

تقی خان ها و صد ها ابن سینا

فرشته جای دیو و دد نشیند

خدا هم گر بر این مسند نشیند

که این کشتی ز توفان وا رهاند

سلامت باز بر ساحل رساند

اگر! بین «من» «ما» پل نسازیم

اگر از خارها مان گل نسازیم

اگر در شوره زاران گل بکاریم

خرد را دست «بی بی سی» سپاریم

اگر ما و شما بر پا نخیزیم

اگر با هم به روی پا نخیزیم

ندانیم ار به جز ما هیچکس نیست

به جز ما و شما فریاد رس نیست

فلک گر نشنود فریاد مارا

نبیند یکصدا ما و شما را

نه امسال و نه تنها سال دیگر

که ده ها سال و صدها سال دیگر

بدان ای هموطن بس روشن و فاش

همین است این همین کاسه همین آش

 

شعر از : مسعود صدر

با سپاسی تا بیکران ها از او

نگارش یافته توسط جاوید و مهرگان | | |
خجسته بادا جشن سده زادروز آتش! شنبه ششم بهمن 1386 18:19

آتش, چیزی که جهان را زنده نگاه داشته

می خواستیم نگارشی مفصل درباره جشن سده جشن برپائی آتش بر کاغذ بیاوریم

وقتی که شاهنامه فردوسی این پیامبر ادب پارسی را باز کردیم سخنی زیباتر از شعر زیبای فردوسی درباره جشن سده و اینکه چگونه هوشنگ این جشن رابرای ما بیادگار گذاشت نیافتیم

پس سخن سده را به پیر توس می سپاریم که گفت:

يكي روز شاه جهان سوي كوه              

گذر كرد با چند كس همگروه

پديد آمد از دور چيزي دراز                           

سيه رنگ و تيره تن و تيز تاز

دو چشم از بر سر خود و چشمه خون             

دود دهانش جهان تيره گون

سيه رنگ و تيره تن و تيز تاز                         

 ز دود دهانش جهان تيره گون

نگه كرد هوشنگ با هوش و سنگ                

گرفتش كمر سنگ و شد تيزچنگ

بزور كياني رهانيد دست

جهانسوز مار از جهانجوي جست

بر آمد به سنگ گران سنگ خرد

همان و همين سنگ بشكست گرد

فروغي پديد آمد از هر دو سنگ

دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ

نشد مار كشته وليكن ز راز

از اين طبع سنگ آتش آمد فراز

جهاندار پيش جهان آفرين

 نيايش همي كرد و خواند آفرين

كه او را فروغي چنين هديه داد

همين آتش آنگاه قبله نهاد

بگفتا فروغي است اين ايزدي

 پرستيد (1) بايد اگر بخردي

شب آمد  بر افروخت آتش چو كوه

همان شاه در گرد او با گروه

يكي جشن كرد آن شب و باده خورد

سده نام آن جشن فرخنده كرد

ز هوشنگ ماند اين سده يادگار

 بسي باد چون او دگر شهريار

كز آباد كردن جهان شاد كرد

جهاني به نيكي از او ياد كرد

 

(۱) پرستید به معنی پرستاری کردن است.

باشد روزی جشن سده را در توس در کنار آرامگاه پیر توس این ابرمرد فرهنگ ایران با شکوهی هرچه تمامتر برگذار کنیم . آمین!

جشن سده بر پارسیان

خجسته باد!

نگارش یافته توسط جاوید و مهرگان | | |